خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از احساسات عمیق خود سخن میگوید، از عشق، اندوه و تنهایی. او از تقویم کهنه، زنجیر عشق، سودای زلف معشوق و رنجهایش میگوید. همچنین به مفاهیمی مانند مغفرت، سبکروحی و رنجهای درونی اشاره دارد.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و مفاهیم عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی بیشتری دارد. همچنین برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۴۲۸ - شمعم و پروانه ام با شد دل بی کینه ام
شمعم و پروانه ام با شد دل بی کینه ام
رخنه دیوار فانوس است چاک سینه ام ۱
از سبکروحان به خاطرها نمی آید گران
عکس را از خود نمی سازد جدا آئینه ام ۲
بر گنه کاران نوید مغفرت آب بقاست
روز عید میکشان باشد شب آدینه ام ۳
از دلم سودای زلف او نمی آید برون
حلقه ماراست زنجیر در گنجینه ام ۴
گردش دوران نگردد بر مرادم سیدا
کهنه تقویمم به دست مردم پارینه ام ۵
رخنه دیوار فانوس است چاک سینه ام ۱
از سبکروحان به خاطرها نمی آید گران
عکس را از خود نمی سازد جدا آئینه ام ۲
بر گنه کاران نوید مغفرت آب بقاست
روز عید میکشان باشد شب آدینه ام ۳
از دلم سودای زلف او نمی آید برون
حلقه ماراست زنجیر در گنجینه ام ۴
گردش دوران نگردد بر مرادم سیدا
کهنه تقویمم به دست مردم پارینه ام ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۷ - بر درت همچون کمان پشت دو تا آورده ام
گوهر بعدی:شماره ۴۲۹ - بس که خو کردست با کلفت دل غم پیشه ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.