خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر از غم و تنهایی، بیتأثیری فغانش بر دیگران، و تشبیه خود به عناصری مانند بید مجنون و شمع کشته شده است. شاعر از درد درونی و بیقراری خود میگوید و احساس میکند در بیابان زندگی گم شده است.
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و غمانگیز است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۲۳ - بیابان گردم و از کشور آرام بیرونم
بیابان گردم و از کشور آرام بیرونم
متاع کاروان گردباد دشت مجنونم ۱
نمی دانم کدامین شوخ قصد کشتنم دارد
که همچون موجه سیماب در تن می تپد خونم ۲
ز من چون غنچه های باغ بوی درد می آید
نسیم کوچه باغ گلشن دلهای محزونم ۳
نمی گردد صدف روشنگهر تا در صدف باشد
چراغم زیر دامانست تا در زیر گردونم ۴
پی تکلیفم ای پروانه بر گردم چه می گردی
چو شمع کشته عمری شد که از هنگامه بیرونم ۵
به زیر سایه موی سر خود دارم آسایش
به هر جائی که می سازم اقامت بید مجنونم ۶
عرق آلوده خواهی بر سر بالین من آید
اگر دانی که در غمخانه خود بی تو من چونم ۷
فغانم را نباشد سیدا با خلق تأثیری
مخالف می رسد در گوشها آهنگ قانونم ۸
متاع کاروان گردباد دشت مجنونم ۱
نمی دانم کدامین شوخ قصد کشتنم دارد
که همچون موجه سیماب در تن می تپد خونم ۲
ز من چون غنچه های باغ بوی درد می آید
نسیم کوچه باغ گلشن دلهای محزونم ۳
نمی گردد صدف روشنگهر تا در صدف باشد
چراغم زیر دامانست تا در زیر گردونم ۴
پی تکلیفم ای پروانه بر گردم چه می گردی
چو شمع کشته عمری شد که از هنگامه بیرونم ۵
به زیر سایه موی سر خود دارم آسایش
به هر جائی که می سازم اقامت بید مجنونم ۶
عرق آلوده خواهی بر سر بالین من آید
اگر دانی که در غمخانه خود بی تو من چونم ۷
فغانم را نباشد سیدا با خلق تأثیری
مخالف می رسد در گوشها آهنگ قانونم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۲ - نمی شود دم پیری اجل فراموشم
گوهر بعدی:شماره ۴۲۴ - بس که دلگیر از تماشای گلستان گشته ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.