خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق، رنجهای عاشقی و ناامیدیهای خود سخن میگوید. او از بیخودی، ملامتهای دیگران و تلاشهای بیثمر خود میگوید، اما با وجود همه اینها، همچنان به عشق و امیدواری پایبند است. تصاویری مانند دام بیپر و بال، گلچین فراموشی و بوی گل در کوچهباغها، فضایی شاعرانه و عاشقانه ایجاد میکنند.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و رنج نیاز به بلوغ فکری دارند.
شماره ۴۱۸ - نسیم صبح پیامی رساند در گوشم
نسیم صبح پیامی رساند در گوشم
که شد گل چمن انتظار آغوشم ۱
کدام سرو مرا در کنار می آید
چو بال فاخته پرواز دارد آغوشم ۲
بود ز بوی گلم کوچه باغها لبریز
از این چه سود که گلچین کند فراموشم ۳
به کوی عشق سبکروترم ز سایه خویش
به دامنی نرسیدست گرد پاپوشم ۴
به دام بی پر و بالی کشیده اند مرا
نمی کنند رها آنقدر که می کوشم ۵
حذر ز تیر ملامت نمی کنم هرگز
لباس پاره به بر دارم و زره پوشم ۶
برون ز هستی خود سیدا نمی آریم
که داده است مرا دارویی که بیهوشم ۷
که شد گل چمن انتظار آغوشم ۱
کدام سرو مرا در کنار می آید
چو بال فاخته پرواز دارد آغوشم ۲
بود ز بوی گلم کوچه باغها لبریز
از این چه سود که گلچین کند فراموشم ۳
به کوی عشق سبکروترم ز سایه خویش
به دامنی نرسیدست گرد پاپوشم ۴
به دام بی پر و بالی کشیده اند مرا
نمی کنند رها آنقدر که می کوشم ۵
حذر ز تیر ملامت نمی کنم هرگز
لباس پاره به بر دارم و زره پوشم ۶
برون ز هستی خود سیدا نمی آریم
که داده است مرا دارویی که بیهوشم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۷ - چون گل تمام داغم و خرم نشسته ام
گوهر بعدی:شماره ۴۱۹ - شبنمم پهلو به روی بستر گل می زنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.