خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از رنجها و نارساییهای زندگی خود سخن میگوید. او از فقر، تنهایی، و بیپناهی شکایت دارد و از خداوند طلب رهایی میکند. تصاویری مانند کلبه رنجیده از ماهتاب، لباس عاریت، و دود آه نشاندهنده شرایط سخت و اندوهبار اوست. شاعر همچنین از احساس بیقدرتی و درماندگی خود میگوید و آرزوی رهایی از این وضعیت را دارد.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم مانند رنج، تنهایی، و درماندگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۴۱۰ - بس که چون شبنم سری دارد به عریانی تنم
بس که چون شبنم سری دارد به عریانی تنم
همچو گل پیچیده بر گرد کمر پیراهنم ۱
رحم می آید بر احوال سپندم شعله را
برق را دست تعدی کوته است از خرمنم ۲
دستم از بی اعتباری پای خواب آلوده است
پایم از بی قوتی سیلی خورد از دامنم ۳
سرو گلشن آستین افشانده آه من است
طوق قمری فوطه زاری بود در گردنم ۴
تیره بختم با من افتاده کس را کار نیست
نردبان دود آه پشت بام گلخنم ۵
گر چه چون سروم درین گلشن لباسی داده اند
تا به زانو آمده از نارسایی دامنم ۶
در کمند وحدتم از کثرت ایمن گشته ام
نقطه پرگار و همم در حصار آهنم ۷
از لباس عاریت یارب خلاصی ده مرا
بند در چاک گریبان است دست و گردنم ۸
کلبه من سیدا رنجیده است از ماهتاب
بگذرد پوشیده چشم خود چراغ از مسکنم ۹
همچو گل پیچیده بر گرد کمر پیراهنم ۱
رحم می آید بر احوال سپندم شعله را
برق را دست تعدی کوته است از خرمنم ۲
دستم از بی اعتباری پای خواب آلوده است
پایم از بی قوتی سیلی خورد از دامنم ۳
سرو گلشن آستین افشانده آه من است
طوق قمری فوطه زاری بود در گردنم ۴
تیره بختم با من افتاده کس را کار نیست
نردبان دود آه پشت بام گلخنم ۵
گر چه چون سروم درین گلشن لباسی داده اند
تا به زانو آمده از نارسایی دامنم ۶
در کمند وحدتم از کثرت ایمن گشته ام
نقطه پرگار و همم در حصار آهنم ۷
از لباس عاریت یارب خلاصی ده مرا
بند در چاک گریبان است دست و گردنم ۸
کلبه من سیدا رنجیده است از ماهتاب
بگذرد پوشیده چشم خود چراغ از مسکنم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۹ - اشک چشم شبنمم در حسرت روی گلم
گوهر بعدی:شماره ۴۱۱ - می کند پهلو تهی کنج غم از تنهائیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.