خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از روزگاران گذشته و خوشیهایی که با معشوق داشته یاد میکند و اکنون که از آن روزها دور شده، احساس تنهایی و اندوه میکند. او از درد فراق و نبود معشوق مینالد و خاطرات شیرین گذشته را مرور میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۳۹۱ - یاد آن شبها که در بر گلعذاری داشتم
یاد آن شبها که در بر گلعذاری داشتم
در دل از مژگان شوخش خارخاری داشتم ۱
خانه ام چون خنده گل بود لبریز از نشاط
در کنار آشیان خرم بهاری داشتم ۲
موج می زد داغ خون در کربلای سینه ام
تا نظر می کرد چشمم لاله زاری داشتم ۳
از دل صد پاره چون گل بود عیش من مدام
پیش از این در این چمن خوش روزگاری داشتم ۴
می شمردم پرتو خورشید را عکس سراب
تا ز رویش در نظر آئینه داری داشتم ۵
می خورم خون جگر تا صاف شد آئینه ام
پشت و رویم بود یکسان تا غباری داشتم ۶
تا سحر می گشت در فکر پریشانی سرم
ای خوش آن شبها که با زلف تو کاری داشتم ۷
این زمان محتاج با یکدانه اشکم سیدا
پیش از این چون بحر هر گوهر کناری داشتم ۸
در دل از مژگان شوخش خارخاری داشتم ۱
خانه ام چون خنده گل بود لبریز از نشاط
در کنار آشیان خرم بهاری داشتم ۲
موج می زد داغ خون در کربلای سینه ام
تا نظر می کرد چشمم لاله زاری داشتم ۳
از دل صد پاره چون گل بود عیش من مدام
پیش از این در این چمن خوش روزگاری داشتم ۴
می شمردم پرتو خورشید را عکس سراب
تا ز رویش در نظر آئینه داری داشتم ۵
می خورم خون جگر تا صاف شد آئینه ام
پشت و رویم بود یکسان تا غباری داشتم ۶
تا سحر می گشت در فکر پریشانی سرم
ای خوش آن شبها که با زلف تو کاری داشتم ۷
این زمان محتاج با یکدانه اشکم سیدا
پیش از این چون بحر هر گوهر کناری داشتم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۰ - داغ هر جا گل کند پا تکیه دل می کنم
گوهر بعدی:شماره ۳۹۲ - دل دیوانه خود را نشان کردم ندانستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.