خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عرفانی و عاشقانه، بیانگر تجربیات روحانی و عشق الهی است. شاعر از فداکاری‌ها، ریاضت‌ها و عشق بی‌حد خود به معشوق الهی سخن می‌گوید و از تحمل رنج‌ها و دشواری‌ها در این راه یاد می‌کند. او از رسیدن به مقامات معنوی و اتحاد با معشوق سخن می‌گوید و خود را در این مسیر مشهور عالم می‌داند.

محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و معنوی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۳۷۶ - یار سرکش را به زور ناله همدم کرده ایم

یار سرکش را به زور ناله همدم کرده ایم
این کمان را ما به بازوی نفس خم کرده ایم ۱

عشقبازی جان درآرد صورت دیوار را
عکس را در خانه آئینه آدم کرده ایم ۲

لب ز آب کاسه عیش خلایق شسته ایم
بوسه تر از دهان چشمه غم کرده ایم ۳

میهمان ما گریبان چاک می آید برون
بهر خود تا تکیه یی از دوش ماتم کرده ایم ۴

ما به بام قصر هستی چارزانو نشسته ایم
در زمین بی ته خود ریشه محکم کرده ایم ۵

کعبه را از راه دل پیش نظر آورده ایم
آستان خانه خود چاه زمزم کرده ایم ۶

از تماشای چمن پای نظر پیچیده ایم
عمرها از گریه هم چشمی شبنم کرده ایم ۷

داغ ما با خلق چون خورشید روشن گشته است
خویش را در عشق او مشهور عالم کرده ایم ۸

پای چون خورشید و مه بر هیچ در ننهاده ایم
چرخ می داند که ما این کارها کم کرده ایم ۹

سیدا با دود شمع خویش قانع گشته ایم
خاک در چشم چراغ جود حاتم کرده ایم ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۷۵ - اشکیم تازه شور ز زمزم کشیده ایم
گوهر بعدی:شماره ۳۷۷ - از آن روزی که دور افتاد زان زلف دو تا دستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.