خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از ترسهای مختلف خود سخن میگوید، از جمله ترس از جدایی از دوستان قدیمی، ترس از قیامت، ترس از تاریکی شب، ترس از خیانت دیگران، و ترس از خودش هنگام دیدن تصویرش در آینه. او همچنین از ترسهای درونی و اضطرابهایش صحبت میکند.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و روانشناختی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ترس از مرگ و خیانت نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۶۸ - نفس عمریست می پیچد مرا در سینه می ترسم
نفس عمریست می پیچد مرا در سینه می ترسم
عجب ماری شده پیدا در این گنجینه می ترسم ۱
به چشم بس که گردد شکلهای مختلف ظاهر
چو بینم عکس خود در خانه آئینه می ترسم ۲
به شهر از شالپوشان بس که پیدا شد خیانتها
به دوش هر که بینم خرقه پشمینه می ترسم ۳
به حق چشم مخمور خود ای ساقی شرابم ده
سیه مست توام کی از شب آدینه می ترسم ۴
به محشر می دهند ای سیدا اعضا گواهی را
به روز گیرودار از همدم دیرینه می ترسم ۵
عجب ماری شده پیدا در این گنجینه می ترسم ۱
به چشم بس که گردد شکلهای مختلف ظاهر
چو بینم عکس خود در خانه آئینه می ترسم ۲
به شهر از شالپوشان بس که پیدا شد خیانتها
به دوش هر که بینم خرقه پشمینه می ترسم ۳
به حق چشم مخمور خود ای ساقی شرابم ده
سیه مست توام کی از شب آدینه می ترسم ۴
به محشر می دهند ای سیدا اعضا گواهی را
به روز گیرودار از همدم دیرینه می ترسم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۷ - بی تو امشب بوی خون می آید از کاشانه ام
گوهر بعدی:شماره ۳۶۹ - لب گشایی به تکلم ز کلامت گردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.