خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از گوشهنشینی و دوری از هنر و فعالیت میگوید. او احساس امنیت از آسیبهای روزگار دارد و از رنجهای دنیا شکایت میکند. همچنین، از مرگ دوستان و انتقام از دشمنان سخن میگوید و به صبر و تحمل در برابر مشکلات اشاره دارد.
متن حاوی مضامین عمیق عرفانی، اندوه و مرگ است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم فلسفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۵۹ - افلاک را گداخت دل صبر پیشه ام
افلاک را گداخت دل صبر پیشه ام
می گیرد انتقام خود از سنگ شیشه ام ۱
از مرگ همدمان دل سنگ آب می شود
خون می خورد به ماتم فرهاد تیشه ام ۲
بر خاکسار محنت دنیا چه می کند
ایمن بود ز آفت ایام ریشه ام ۳
عمریست سیدا ز هنر دست شسته ام
شد مدتی که گوشه نشینی است پیشه ام ۴
می گیرد انتقام خود از سنگ شیشه ام ۱
از مرگ همدمان دل سنگ آب می شود
خون می خورد به ماتم فرهاد تیشه ام ۲
بر خاکسار محنت دنیا چه می کند
ایمن بود ز آفت ایام ریشه ام ۳
عمریست سیدا ز هنر دست شسته ام
شد مدتی که گوشه نشینی است پیشه ام ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۸ - شهر و صحرا درگرفت از آتش رخسار گل
گوهر بعدی:شماره ۳۶۰ - پادشاها با تو جان دردمند آورده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.