خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره ندامت، آرزوهای برآورده نشده، و دلتنگی برای گذشته است. شاعر از مفاهیمی مانند عشق، از دست دادن، پیری و تنهایی سخن می‌گوید و با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند غنچه، شمع و پروانه، احساسات خود را به تصویر می‌کشد.

محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ندامت و پیری نیاز به بلوغ فکری دارند.

مشاهده کامل

شماره ۳۲۷ - همرهان رفتند و من پا در وطن دارم هنوز

همرهان رفتند و من پا در وطن دارم هنوز
تکیه چون صورت به دیوار بدن دارم هنوز ۱

غنچه گل را نسیم صبح عریان کرد و رفت
ساده لوحی بین که فکر پیرهن دارم هنوز ۲

شمع ها رفتند و از پروانه آثاری نماند
بزم بر هم خورد و فکر انجمن دارم هنوز ۳

غنچه افسرده ام از من شکفتن رفته است
گل خزان گردید و سر در پیرهن دارم هنوز ۴

ماتم فرهاد شیرین را به عالم کار کرد
شکوه ها از بیستون چون کوهکن دارم هنوز ۵

صبح نزدیک آمد و پروانه ها را خواب کرد
خویش را چون شمع سرگرم سخن دارم هنوز ۶

وقف دندان ندامت شد لب من غنچه وار
آرزوی بوسه زان کنج دهن دارم هنوز ۷

سیدا دل کندن از دنیا به پیری مشکل است
فکر گردیدن به اطراف چمن دارم هنوز ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۲۶ - صد بیابان طی شد و از کاروان دورم هنوز
گوهر بعدی:شماره ۳۲۸ - خط برآورد و نشد خاطر ازو شاد هنوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.