خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از تشبیهات و استعاره‌های غنی برای بیان احساسات عمیق عاشقانه و رنج‌های عشق استفاده می‌کند. شاعر از عناصر طبیعت مانند سنگ، گل، خار، و دریا برای توصیف حالات درونی خود بهره می‌برد و احساس ناامیدی، درد و اشتیاق را به تصویر می‌کشد. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند جنگ، عشق نافرجام و از دست دادن عقل و دین در اثر عشق وجود دارد.

متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند از دست دادن عقل و دین نیاز به درک بالاتری از مفاهیم ادبی و فلسفی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۲۸۶ - دامن گلستانش تا مرا به چنگ آمد

دامن گلستانش تا مرا به چنگ آمد
پیرهن بر اعضایم همچو غنچه تنگ آمد ۱

جلوه چون تذرو باغ جامه چون پر طاووس
چهره چون گل رعنا با هزار رنگ آمد ۲

بسته بر کمر ترکش تیغ شعله و آتش
بر سر من آن سرکش از برای جنگ آمد ۳

در محیط سودایش کشتی دل افگندم
شد حباب او گرداب موج او نهنگ آمد ۴

خط نامسلمانش داد عقل و دین بر باد
بهر غارت روی لشکر فرنگ آمد ۵

برشکست بزم من آسمان فلاخن شد
بر دهان مینایم جای پنبه سنگ آمد ۶

گل بسر هوس کردم خارم از بدن گل کرد
مرهم آرزو بردم ناخن پلنگ آمد ۷

سیدا شده فرهاد بر هلاک خود راضی
تیشه بس که شد دلگیر بیستون به تنگ آمد ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۸۵ - دل قمری سرو قد رعنای محمد
گوهر بعدی:شماره ۲۸۷ - رفیق از کف مده دشمن اگر خواهی زبون گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.