خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از مضامین مختلفی مانند عشق، رنج، طبیعت، تقدیر و ظلم صحبت میکند. با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند پروانه، مرغ قفس، و خورشید، احساسات عمیق و فلسفی را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از تصاویر شاعرانه مانند رنج و اسارت نیاز به درک بالاتری از زندگی و احساسات دارند.
شماره ۲۷۸ - مرغ دلم چو ناله کشیدن هوس کند
مرغ دلم چو ناله کشیدن هوس کند
چون غنچه عندلیب نفس در قفس کند ۱
ظالم به جستجوی ضعیفان بود مدام
آتش همیشه آرزوی خار و خس کند ۲
چون گردباد هستی خود را دهد به باد
سرگشته طالعی که بلندی هوس کند ۳
شبها به بار قافله زر بانگ می زند
روشن چراغ راهزنان را جرس کند ۴
مرغ کباب روزیی صاحب تردد است
در خانه عنکبوت شکار مگس کند ۵
پروانه را سزاست که دوران کند هلاک
خود را چرا به شعله کسی همنفس کند ۶
انگشت خود به خانه زنبور می نهد
هر کس که در جهان شکرستان هوس کند ۷
مست حمایتی نگریزد ز محتسب
دزد دلیرخانه به چشم عسس کند ۸
پیران سالخورده سخن پخته می کنند
شاخ نهال میوه خود نیمرس کند ۹
بردم به خانه دلبر خود را به زور آه
خورشید کی علاج کمند نفس کند ۱۰
دل را مکن اسیر غم و درد سیدا
شبها ز را ندیده کسی در قفس کند ۱۱
چون غنچه عندلیب نفس در قفس کند ۱
ظالم به جستجوی ضعیفان بود مدام
آتش همیشه آرزوی خار و خس کند ۲
چون گردباد هستی خود را دهد به باد
سرگشته طالعی که بلندی هوس کند ۳
شبها به بار قافله زر بانگ می زند
روشن چراغ راهزنان را جرس کند ۴
مرغ کباب روزیی صاحب تردد است
در خانه عنکبوت شکار مگس کند ۵
پروانه را سزاست که دوران کند هلاک
خود را چرا به شعله کسی همنفس کند ۶
انگشت خود به خانه زنبور می نهد
هر کس که در جهان شکرستان هوس کند ۷
مست حمایتی نگریزد ز محتسب
دزد دلیرخانه به چشم عسس کند ۸
پیران سالخورده سخن پخته می کنند
شاخ نهال میوه خود نیمرس کند ۹
بردم به خانه دلبر خود را به زور آه
خورشید کی علاج کمند نفس کند ۱۰
دل را مکن اسیر غم و درد سیدا
شبها ز را ندیده کسی در قفس کند ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۷ - دوران تمام گشت اثر بر فلک نماند
گوهر بعدی:شماره ۲۷۹ - بی رخت گل به گلستان سر بی تن باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.