خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق، زیبایی و هنر سخن میگوید. با تصاویری مانند چشمان فتنهانگیز، شاگردان در خدمت استاد، و طبیعت زیبا، شاعر احساسات عمیق و شادیهای زندگی را بیان میکند. همچنین، اشارهای به رقابت و تهمتهای نابجا دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و هنری، همراه با اشارات ظریف به مسائل اجتماعی مانند رقابت و تهمت، برای درک بهتر نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تصاویر شاعرانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۲۶۵ - به استقبال چشمت فتنه از هر سوی صف بندد
به استقبال چشمت فتنه از هر سوی صف بندد
کمر در خدمت استاد شاگرد خلف بندد ۱
رسد هنگام حاجت روزیش از عالم بالا
دهان خویش هر کس از طلب همچون صدف بندد ۲
به گلشن آمد آن شوخ و ز پا افگند گلها را
کسی گر در هنر کامل شود دست طرف بندد ۳
دل از شادی نشان ناوکش کردم ندانستم
که این تیر خطا چشم خود از روی هدف بندد ۴
فلک آید به رقص ای سیدا از جوش آهنگم
رقیب از سادگی تهمت به پای چنگ و دف بندد ۵
کمر در خدمت استاد شاگرد خلف بندد ۱
رسد هنگام حاجت روزیش از عالم بالا
دهان خویش هر کس از طلب همچون صدف بندد ۲
به گلشن آمد آن شوخ و ز پا افگند گلها را
کسی گر در هنر کامل شود دست طرف بندد ۳
دل از شادی نشان ناوکش کردم ندانستم
که این تیر خطا چشم خود از روی هدف بندد ۴
فلک آید به رقص ای سیدا از جوش آهنگم
رقیب از سادگی تهمت به پای چنگ و دف بندد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۴ - از دل دنیاپرستان ذوق صحبت برده اند
گوهر بعدی:شماره ۲۶۶ - خیر بادش می کنم دود از دماغم می رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.