خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به موضوعاتی مانند عشق، دلباختگی، فقر معنوی، و زیباییهای طبیعت میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند عشق بیقید، جذبههای روحانی، و کشمکشهای درونی سخن میگوید.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی اشارات فلسفی و ادبی آن نیاز به درک بالاتری از ادبیات فارسی دارد.
شماره ۲۴۲ - رخت هستی دل سوی آن جامه گلگون می کشد
رخت هستی دل سوی آن جامه گلگون می کشد
بخت یاری می نماید یا مرا خون می کشد ۱
بنگر از خورشید عالمتاب عاشق پروری
چشم واناکرده شبنم را به گردون می کشد ۲
حسن را گر سد ره نبود نگهبان حیا
ناقه هر شب محمل لیلی به مجنون می کشد ۳
از خیال باده فارغ نیست یکدم می پرست
فکر ما را سوی آن لبهای میگون می کشد ۴
هر پریشانی که با کس رو نماید از خود است
گوشمالی ها ز دست خویش قانون می کشد ۵
عاشق مفلس ندارد قدر پیش گلرخان
از چمن خود را نسیم صبح بیرون می کشد ۶
عشق هر جا کاسه در گردش درآرد سیدا
از دل خم جای می عقل فلاطون می کشد ۷
بخت یاری می نماید یا مرا خون می کشد ۱
بنگر از خورشید عالمتاب عاشق پروری
چشم واناکرده شبنم را به گردون می کشد ۲
حسن را گر سد ره نبود نگهبان حیا
ناقه هر شب محمل لیلی به مجنون می کشد ۳
از خیال باده فارغ نیست یکدم می پرست
فکر ما را سوی آن لبهای میگون می کشد ۴
هر پریشانی که با کس رو نماید از خود است
گوشمالی ها ز دست خویش قانون می کشد ۵
عاشق مفلس ندارد قدر پیش گلرخان
از چمن خود را نسیم صبح بیرون می کشد ۶
عشق هر جا کاسه در گردش درآرد سیدا
از دل خم جای می عقل فلاطون می کشد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۱ - دل چو از پای فتد دست دعا می گردد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۳ - میل خوبان ز اسیران به توانگر باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.