خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از ناامیدی، شکست و ناکامی در عشق و زندگی سخن میگوید. شاعر از دستاندازهای سرنوشت، ناکامیها و ناامیدیهای خود مینالد و با تصاویری مانند قاصد با لب خشک، برق بیحرارت و مرغ دشتی، احساسات تلخ خود را بیان میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند آزادی، غم و ویرانی دارد.
مفاهیم عمیق و احساسات سنگین مانند ناامیدی، غم و ناکامی در این شعر وجود دارد که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند.
شماره ۲۳۹ - ز دل پروانه آهم به لب مأیوس می آید
ز دل پروانه آهم به لب مأیوس می آید
مرا بوی چراغ کشته زین فانوس می آید ۱
زده سیلی به روی نامه من دست اقبالش
که قاصد با لب خشک و کف افسوس می آید ۲
نسازد برق همچون شمع مجلس گرم صحبت را
کجا از مرغ دشتی جلوه طاووس می آید ۳
تبسم بر لب آید وقت رحلت غنچه خسپان را
به گوش از خنده های گل صدای کوس می آید ۴
به گرد خاطر گنجینه داران غم نمی گردد
از این ویرانه ها این جغد را ناموس می آید ۵
اگر چون سرو نام خود علم سازی به آزادی
سرافرازی ز هر سو از پی پابوس می آید ۶
نباشد سیدا ربطی به هم زنار بندان را
لب پرشکوه از بتخانه ها ناقوس می آید ۷
مرا بوی چراغ کشته زین فانوس می آید ۱
زده سیلی به روی نامه من دست اقبالش
که قاصد با لب خشک و کف افسوس می آید ۲
نسازد برق همچون شمع مجلس گرم صحبت را
کجا از مرغ دشتی جلوه طاووس می آید ۳
تبسم بر لب آید وقت رحلت غنچه خسپان را
به گوش از خنده های گل صدای کوس می آید ۴
به گرد خاطر گنجینه داران غم نمی گردد
از این ویرانه ها این جغد را ناموس می آید ۵
اگر چون سرو نام خود علم سازی به آزادی
سرافرازی ز هر سو از پی پابوس می آید ۶
نباشد سیدا ربطی به هم زنار بندان را
لب پرشکوه از بتخانه ها ناقوس می آید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۸ - می شود هنگام پیری موی چون عنبر سفید
گوهر بعدی:شماره ۲۴۰ - به گلشن گل اگر از رنگ و بوی خود سخن سازد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.