خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

شاعر در این متن از عشق و طبیعت سخن می‌گوید، با تصاویری مانند باغبان، گل، سایه، پریشانی سبز، زلف یار، و بلبل. او از احساسات خود و تأثیر طبیعت بر روحش می‌گوید و گاهی از درد عشق و حادثات زندگی نیز یاد می‌کند.

متن دارای مضامین عاشقانه و شاعرانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۲۳۳ - ز سودای رخت همیان زر گل بر سرم ریزد

ز سودای رخت همیان زر گل بر سرم ریزد
ز شب تا صبح مشک سوده سنبل بر سرم ریزد ۱

مهیا کرده ام ای گل برای سوختن خود را
شرار از شعله آواز بلبل بر سرم ریزد ۲

ز جوی آرزوی خویش تر ناکرده انگشتی
غبار حادثات از سایه پل بر سرم ریزد ۳

به یاد زلف او شبها کنم از سایه بالین را
پریشانی شود سبز و چو کاکل بر سرم ریزد ۴

به دوشم سیدا تا میرعادل سایه افگن شد
به گلشن پا گذارم باغبان گل بر سرم ریزد ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۳۲ - به دست سایلان آوازه احسان عصا گردد
گوهر بعدی:شماره ۲۳۴ - دست کوتاهم اگر منظور چشم او شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.