خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از مضامین عاشقانه، اجتماعی و اخلاقی تشکیل شده است. در آن از مفاهیمی مانند یاری رسانی، ستم، عید، مهماننوازی، جود و بخشش، عشق و فریادهای درونی سخن گفته میشود. همچنین، اشارههایی به مفاهیم فلسفی و عرفانی مانند صبر در برابر بخت تیره و عشق فرهادگونه نیز دیده میشود.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات فلسفی و عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد تا به خوبی درک شود.
شماره ۲۲۲ - ز جا چون سرو اگر از غیرت شمشاد برخیزد
ز جا چون سرو اگر از غیرت شمشاد برخیزد
به تعظیمش ز من چون گردباد آزاد برخیزد ۱
لب دامان او گر یک نفس از دست بگذارم
چو نی از بند هر انگشت من فریاد برخیزد ۲
به ناخن از غم او گر خراشم سینه خود را
ز کوه بیستون آوازه فرهاد برخیزد ۳
به قتل عاشقان مژگان او روزی که بنشیند
فغان الامان از خنجر جلاد برخیزد ۴
ز بیم سوختن با تیره بختان نیست بی تابی
سپند از جای هر دم بهر استمداد برخیزد ۵
اگر اهل کرم از خانه بگذارند پا بیرون
ز هر نقش قدم دستی پی ایجاد برخیزد ۶
بود پیوسته دامی پهن زیر سفره زاهد
مبادا بانگ جود از خانه صیاد برخیزد ۷
در این ایام اگر در خانه یی بینند مهمانی
چو عید از شهر آواز مبارکباد برخیزد ۸
دهند اهل ستم ای سیدا با یکدگر یاری
کمان افتد ز پا تیر از پی امداد برخیزد ۹
به تعظیمش ز من چون گردباد آزاد برخیزد ۱
لب دامان او گر یک نفس از دست بگذارم
چو نی از بند هر انگشت من فریاد برخیزد ۲
به ناخن از غم او گر خراشم سینه خود را
ز کوه بیستون آوازه فرهاد برخیزد ۳
به قتل عاشقان مژگان او روزی که بنشیند
فغان الامان از خنجر جلاد برخیزد ۴
ز بیم سوختن با تیره بختان نیست بی تابی
سپند از جای هر دم بهر استمداد برخیزد ۵
اگر اهل کرم از خانه بگذارند پا بیرون
ز هر نقش قدم دستی پی ایجاد برخیزد ۶
بود پیوسته دامی پهن زیر سفره زاهد
مبادا بانگ جود از خانه صیاد برخیزد ۷
در این ایام اگر در خانه یی بینند مهمانی
چو عید از شهر آواز مبارکباد برخیزد ۸
دهند اهل ستم ای سیدا با یکدگر یاری
کمان افتد ز پا تیر از پی امداد برخیزد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۱ - چمن از رنگ و بو چون شد تهی بلبل فنا گردد
گوهر بعدی:شماره ۲۲۳ - تکلم از دهانش گر ز تنگی دیر می ریزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.