خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر به بیان عشق و اشتیاق خود به معشوق میپردازد و از دوری و سرمای روزگار شکایت میکند. او آرزو میکند که معشوق به او نگاهی کند، به خانهاش بیاید و دری از غیب به رویش گشوده شود.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و انتظار نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۰۲ - ای مه شبی به خانه ام آیی چه می شود
ای مه شبی به خانه ام آیی چه می شود
بر من دری ز غیب گشایی چه می شود ۱
تا کی ز پیش دیده من بگذری بناز
در چشم من چو سرمه درآیی چه می شود ۲
یخ بسته ام چو شمع ز سرمای روزگار
ای آفتاب روی نمایی چه می شود ۳
ایستاده ایم در ره تو نقد جان به کف
از ما به یک نگاه ربایی چه می شود ۴
گردم به گرد کوی تو هر شب چو سیدا
یک ره تو هم ز خانه برآیی چه می شود ۵
بر من دری ز غیب گشایی چه می شود ۱
تا کی ز پیش دیده من بگذری بناز
در چشم من چو سرمه درآیی چه می شود ۲
یخ بسته ام چو شمع ز سرمای روزگار
ای آفتاب روی نمایی چه می شود ۳
ایستاده ایم در ره تو نقد جان به کف
از ما به یک نگاه ربایی چه می شود ۴
گردم به گرد کوی تو هر شب چو سیدا
یک ره تو هم ز خانه برآیی چه می شود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۱ - رفتند اهل جود در ایام کس نماند
گوهر بعدی:شماره ۲۰۳ - مرا ای بی مروت مهربان گردی چه خواهد شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.