خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، غزلی عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق، جدایی، و درد فراق سخن میگوید. تصاویری مانند سبزپوش، زلف و رخسار معشوق، بادهنوشی، و ماتم بزرگان به کار رفتهاند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند بیداری دل و مرگ نفس وجود دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با استفاده از استعارههای پیچیده، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به بادهنوشی و ماتم ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح داشته باشد.
شماره ۱۷۴ - شبی که بر سرم آن سبزپوش می آید
شبی که بر سرم آن سبزپوش می آید
صدای مقدم خضرم به گوش می آید ۱
به یاد زلف و رخش گلشن از گل و سنبل
قبا دریده سلاسل به دوش می آید ۲
ندا کنند به مسجد مؤذنان هر صبح
حذر کنید که آن باده نوش می آید ۳
که رفته است به گلشن که عندلیب امروز
خموش می رود و در خروش می آید ۴
فغان ماتمیان بزرگان غافل را
صدای ناله کبکی به گوش می آید ۵
تو باده می خوری و من کباب می گردم
تو می کشی و مرا خون به جوش می آید ۶
به روز مرگ دل از خواب می شود بیدار
کسی که می رود از خود به هوش می آید ۷
چرا به خون نه نشینم چو سیدا امروز
که گل به داغ پی گلفروش می آید ۸
صدای مقدم خضرم به گوش می آید ۱
به یاد زلف و رخش گلشن از گل و سنبل
قبا دریده سلاسل به دوش می آید ۲
ندا کنند به مسجد مؤذنان هر صبح
حذر کنید که آن باده نوش می آید ۳
که رفته است به گلشن که عندلیب امروز
خموش می رود و در خروش می آید ۴
فغان ماتمیان بزرگان غافل را
صدای ناله کبکی به گوش می آید ۵
تو باده می خوری و من کباب می گردم
تو می کشی و مرا خون به جوش می آید ۶
به روز مرگ دل از خواب می شود بیدار
کسی که می رود از خود به هوش می آید ۷
چرا به خون نه نشینم چو سیدا امروز
که گل به داغ پی گلفروش می آید ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۳ - چو تیغ بر کمر آن باده نوش می آید
گوهر بعدی:شماره ۱۷۵ - در گلستان بیتو اشک از چشم بلبل میچکد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.