خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر توصیفی از طبیعت و احساسات شاعرانه است که با تصاویری مانند گل، باغ، شبنم و نقاش، فضایی رمانتیک و خیالانگیز خلق میکند. شاعر از زیباییهای طبیعت و احساسات درونی خود سخن میگوید و از مفاهیمی مانند انتظار، آرزو و گذر عمر نیز یاد میکند.
مفاهیم عمیقتر مانند گذر عمر و آرزوها ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، زبان و تصاویر شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۱۶۴ - در گلشنی که مقدم آن گل رسیده است
در گلشنی که مقدم آن گل رسیده است
از روی باغ رنگ چو شبنم پریده است ۱
نقاش دست و بازوی خود بوسه می زند
گویا کمان ابروی او را کشیده است ۲
ننهاده پا به خانه آئینه از حجاب
این ساده روی صورت خود را ندیده است ۳
گل را گرفته بر در باغ ایستاده است
باد بهار آمدنش را شنیده است ۴
هر کس نهاده پا به در اهل روزگار
بسیار همچو آبله در خون تپیده است ۵
در باغ آرزو که نهالی نشانده یی
عمرت گذشت میوه او نارسیده است ۶
می آمد از چمن مگر آن شوخ سیدا
مانند غنچه مرغ دلم آرمیده است ۷
از روی باغ رنگ چو شبنم پریده است ۱
نقاش دست و بازوی خود بوسه می زند
گویا کمان ابروی او را کشیده است ۲
ننهاده پا به خانه آئینه از حجاب
این ساده روی صورت خود را ندیده است ۳
گل را گرفته بر در باغ ایستاده است
باد بهار آمدنش را شنیده است ۴
هر کس نهاده پا به در اهل روزگار
بسیار همچو آبله در خون تپیده است ۵
در باغ آرزو که نهالی نشانده یی
عمرت گذشت میوه او نارسیده است ۶
می آمد از چمن مگر آن شوخ سیدا
مانند غنچه مرغ دلم آرمیده است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۳ - آمد خزان و دور نشاط از پیاله رفت
گوهر بعدی:شماره ۱۶۵ - نسازم ز بانگ سگانت شکایت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.