خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از روزگار سخت و دوری از معشوق است. او از فراق، از دست دادن عزت و افتادن در غم و اندوه سخن میگوید. تصاویری مانند دانه در گلوی آسیا، عصای افتاده، و زردرویی نشاندهندهی این رنجهاست. همچنین، اشارههایی به زیبایی و یاد معشوق دارد که با تصاویری مانند ماهرویان و قمری در چمن بیان شدهاست.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از اشارات و استعارات ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۱۵۴ - تا هوایت بر سر باد صبا افتاده است
تا هوایت بر سر باد صبا افتاده است
برگ گل در کوچها چون نقش پا افتاده است ۱
تا نگارین پنجه را کردی ز خون آفتاب
ماهرویان را حنا از دست و پا افتاده است ۲
زرد رویی می کشم هر روز از دون همتان
برگ کاه من به دست کهربا افتاده است ۳
در چمن بال و پر قمری به یاد مقدمت
بر زمین مانند نقش بوریا افتاده است ۴
ماهرویان سرمه را سنگ فلاخن کرده اند
گوشه چشم تو تا بر توتیا افتاده است ۵
داغ دل را می کنم هر دم سراغ از لاله زار
این زر از جیبم نمی دانم کجا افتاده است ۶
از من آن نوخط ندارد چون قلم بیگانگی
بر سخن از بس که طبعش آشنا افتاده است ۷
مدتی شد راستی از قامت من رفته است
روزگاری شد ز دستم این عصا افتاده است ۸
کی خلاصی یابد از دوران دلم ای سیدا
دانه من در گلوی آسیا افتاده است ۹
برگ گل در کوچها چون نقش پا افتاده است ۱
تا نگارین پنجه را کردی ز خون آفتاب
ماهرویان را حنا از دست و پا افتاده است ۲
زرد رویی می کشم هر روز از دون همتان
برگ کاه من به دست کهربا افتاده است ۳
در چمن بال و پر قمری به یاد مقدمت
بر زمین مانند نقش بوریا افتاده است ۴
ماهرویان سرمه را سنگ فلاخن کرده اند
گوشه چشم تو تا بر توتیا افتاده است ۵
داغ دل را می کنم هر دم سراغ از لاله زار
این زر از جیبم نمی دانم کجا افتاده است ۶
از من آن نوخط ندارد چون قلم بیگانگی
بر سخن از بس که طبعش آشنا افتاده است ۷
مدتی شد راستی از قامت من رفته است
روزگاری شد ز دستم این عصا افتاده است ۸
کی خلاصی یابد از دوران دلم ای سیدا
دانه من در گلوی آسیا افتاده است ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۳ - بیا به کلبه ام ای ماهرو صفا اینجاست
گوهر بعدی:شماره ۱۵۵ - دل به دام کاکل آن دلربا افتاده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.