خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا یک شعر عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عاقبت انسان، وفاداری، صبر، و ناامیدی میپردازد. شاعر از تصاویر نمادین مانند غنچه، باد سحر، داغ دل، و خضر راه استفاده کرده است تا مفاهیم عمیق زندگی و سرنوشت را بیان کند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و داغ دل نیاز به بلوغ فکری دارند.
شماره ۱۳۰ - پیمانه یی که باده ندارد شکستنیست
پیمانه یی که باده ندارد شکستنیست
دستی که نیست مصدر ایجاد بستنیست ۱
زلفی که صرف شانه کند عمر کنده به
دامی که صید زنده نگیرد گسستنیست ۲
امروز رخت خود بنه ای خضر ره در آب
چون عاقبت برهنه ازین جوی جستنیست ۳
در گوش غنچه باد سحر آمد و بگفت
در هر دلی که بوی وفا نیست خستنیست ۴
دیدم تو را به غیر و گرفتی کناره یی
یعنی که روز سرد به کنجی نشستنیست ۵
در دیده یی که غیر کند خانه کور به
چشمی که سرمه دان شود آن چشم بستنیست ۶
جستم علاج داغ دل خود ز سیدا
گفتا صبور باش که زین درد رستنیست ۷
دستی که نیست مصدر ایجاد بستنیست ۱
زلفی که صرف شانه کند عمر کنده به
دامی که صید زنده نگیرد گسستنیست ۲
امروز رخت خود بنه ای خضر ره در آب
چون عاقبت برهنه ازین جوی جستنیست ۳
در گوش غنچه باد سحر آمد و بگفت
در هر دلی که بوی وفا نیست خستنیست ۴
دیدم تو را به غیر و گرفتی کناره یی
یعنی که روز سرد به کنجی نشستنیست ۵
در دیده یی که غیر کند خانه کور به
چشمی که سرمه دان شود آن چشم بستنیست ۶
جستم علاج داغ دل خود ز سیدا
گفتا صبور باش که زین درد رستنیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۲۹ - قطعه از غزل
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱ - شبی که از دلم آه شرر فغان برخاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.