خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از جفاهای معشوق و درد فراق مینالد و با استفاده از تصاویر زیبا مانند یوسف و زلیخا، آتش در خرمن گلها، و سیل اشکها، احساسات خود را بیان میکند. او از بیوفایی معشوق و تأثیرات عمیق این عشق بر زندگی خود میگوید.
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق و نگاه فلسفی به عشق و رنج است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
شماره ۱۱۶ - همره اغیار آن گل سر به صحرا کرد و رفت
همره اغیار آن گل سر به صحرا کرد و رفت
آتش داغ مرا چون لاله بالا کرد و رفت ۱
مدتی چون سرو بودم پای بست یک زمین
تند بادی آمد از یکسوی بیجا کرد و رفت ۲
می کشد سوی زمین هند بخت تیره ام
خاکمالم بس که چون نقش کف پا کرد و رفت ۳
در غم او برق بر من گوشه چشمی نمود
آتشی در خرمن گلهای رعنا کرد و رفت ۴
در غم او منزلی باشد خراب از سیل اشک
خانه ما را حباب روی دریا کرد و رفت ۵
سعی خوبان گر نباشد بیشتر از عاشقان
یوسف از کنعان چرا قصد زلیخا کرد و رفت ۶
سیدا آخر شود چون خط گریبان گیر او
این جفاهایی که آن گل در حق ما کرد و رفت ۷
آتش داغ مرا چون لاله بالا کرد و رفت ۱
مدتی چون سرو بودم پای بست یک زمین
تند بادی آمد از یکسوی بیجا کرد و رفت ۲
می کشد سوی زمین هند بخت تیره ام
خاکمالم بس که چون نقش کف پا کرد و رفت ۳
در غم او برق بر من گوشه چشمی نمود
آتشی در خرمن گلهای رعنا کرد و رفت ۴
در غم او منزلی باشد خراب از سیل اشک
خانه ما را حباب روی دریا کرد و رفت ۵
سعی خوبان گر نباشد بیشتر از عاشقان
یوسف از کنعان چرا قصد زلیخا کرد و رفت ۶
سیدا آخر شود چون خط گریبان گیر او
این جفاهایی که آن گل در حق ما کرد و رفت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۵ - خال او در بند آن زلف چو شست افتاده است
گوهر بعدی:شماره ۱۱۷ - در برم دل عندلیب بوستان گم کرده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.