خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رنجها و مشکلات خود سخن میگوید و از خداوند طلب کمک و رحمت میکند. او به ضعفهای خود اعتراف کرده و از آلودگیهای روحی و جسمی شکایت میکند، اما در نهایت به لطف و کرم الهی امیدوار است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و روحانی است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به رنجها و مشکلات روحی میتواند برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۶۸ - خداوندا مده از جوی غفلت آب تاکم را
خداوندا مده از جوی غفلت آب تاکم را
ز دست معصیت کوتاه کن دامان پاکم را ۱
کند پرهیز انگشت حکیم از جنبش نبضم
نباشد چاره یی غیر از تو جان دردناکم را ۲
تنم را همچو گل کردی به داغ آلوده صبری ده
دهان شکرگویان ساز زخم سینه چاکم را ۳
به خدمت بندگان تقصیر سازند از گرانجانی
ز باد و آتشم مالی کرم کن آب و خاکم را ۴
مرا چون سیدا کین کسی در دل نمی باشد
گرفتار بلا کن هر که می خواهد هلاکم را ۵
ز دست معصیت کوتاه کن دامان پاکم را ۱
کند پرهیز انگشت حکیم از جنبش نبضم
نباشد چاره یی غیر از تو جان دردناکم را ۲
تنم را همچو گل کردی به داغ آلوده صبری ده
دهان شکرگویان ساز زخم سینه چاکم را ۳
به خدمت بندگان تقصیر سازند از گرانجانی
ز باد و آتشم مالی کرم کن آب و خاکم را ۴
مرا چون سیدا کین کسی در دل نمی باشد
گرفتار بلا کن هر که می خواهد هلاکم را ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷ - خدایا تازه کن چون شمع مغز استخوانم را
گوهر بعدی:شماره ۶۹ - در آغوشم چو میآیی میان بهر خدا بگشا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.