خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق، رنجهای عاشقی، و ناملایمات روزگار سخن میگوید. او از فلک شکایت میکند و از تأثیرات عشق بر زندگی خود مینویسد. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند صبر، رازداری، و زیبایی معشوق دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارههای بهکار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند.
شماره ۶۰ - هر شب از یادت منور می کنم کاشانه را
هر شب از یادت منور می کنم کاشانه را
گردباد آه می سازم چراغ خانه را ۱
می کند عشاق را سنگ فلاخن کوی تو
جوش سودای تو گرداند سر دیوانه را ۲
تا به زلفت ره نیابد دست غماز نسیم
می کنم خار سر دیوار کویت شانه را ۳
ساغر ما را زدی چون لاله بر خاک سیاه
کرده چشم باده نوشت سرمه دان پیمانه را ۴
ای فلک بر روزیی ما تنگ چشمی ها مکن
سهل باشد از دهان مور بردن دانه را ۵
کلک خود را بعد از این در زیر سر نه سیدا
متکای خویش کن شاخ گل افسانه را ۶
گردباد آه می سازم چراغ خانه را ۱
می کند عشاق را سنگ فلاخن کوی تو
جوش سودای تو گرداند سر دیوانه را ۲
تا به زلفت ره نیابد دست غماز نسیم
می کنم خار سر دیوار کویت شانه را ۳
ساغر ما را زدی چون لاله بر خاک سیاه
کرده چشم باده نوشت سرمه دان پیمانه را ۴
ای فلک بر روزیی ما تنگ چشمی ها مکن
سهل باشد از دهان مور بردن دانه را ۵
کلک خود را بعد از این در زیر سر نه سیدا
متکای خویش کن شاخ گل افسانه را ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹ - خاک مجنون داد تا بر باد آه سرد ما
گوهر بعدی:شماره ۶۱ - تا به آن گلگون قبا چون سایه همدوشیم ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.