خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این شعر از تیره‌بختی و ناامیدی سخن می‌گوید. شاعر از رازهای خود، وداع با خود، تهمت‌های ناروا، و دنیای فانی شکایت دارد. او احساس می‌کند مانند پروانه‌ای بی‌جان است و از دشمنان نادان که سحر و اعجاز او را نمی‌فهمند، گله می‌کند.

مفاهیم عمیق فلسفی، انتقادهای اجتماعی پیچیده، و استفاده از استعاره‌های سنگین ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، فضای غالب شعر غمگین و ناامیدانه است که نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارد.

مشاهده کامل

شماره ۳۶ - تیره بختی گفت در گوش خطش راز مرا

تیره بختی گفت در گوش خطش راز مرا
کرد روشن عاقبت این سرمه آواز مرا ۱

سیر از خود رفتن من می دهد بوی وداع
کرده اند از نکهت گل بال پرواز مرا ۲

تهمت نقصان پر و بال مرا از کو تهیست
کرده است آسودگی مقراض پرداز مرا ۳

دولت دنیا دل آسوده ام را نقش پاست
سایه بال هما صید است شهباز مرا ۴

از چراغ خانه ام بزم حریفان در گرفت
چرب و نرمی شد زبان شکوه غماز مرا ۵

بی رخت در انجمن چون مرده پروانه ام
شمع خواهد با تو گفت انجام و آغاز مرا ۶

سیدا امروز کلکم اژدهایی می کند
خصم نادان می شمارد سحر اعجاز مرا ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۵ - خون می چکد چو غنچه گل از سخن مرا
گوهر بعدی:شماره ۳۷ - ز بخت تیره بود تازه داغ لاله ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.