خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام، انتظار و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی معشوق، گذشت عمر بدون رسیدن به آرزوها و سوختن در آتش عشق شکایت دارد. تصاویری مانند سوختن ستارگان، پیر شدن کبوتر آشیانه و سفید شدن سر از انتظار، بیانگر عمق اندوه و ناامیدی است.
مفاهیم عمیق عاشقانه، اندوه و ناامیدی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از استعارهها و کنایههای بهکار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۱۰ - ز خون دل شده رنگین دو دیده ی تر ما
ز خون دل شده رنگین دو دیده ی تر ما
بهار لاله ما گل کند ز ساغر ما ۱
چرا چو شمع به بالین ما نمی آیی
ز انتظاری بی حد سفید شد سر ما ۲
گذشت عمر و دل ما به آرزو نرسید
در آشیانه ی ما پیر شد کبوتر ما ۳
به پای تکیه ما سفر فرو نمی آرد
کلاه گوشه ی معشوق ما قلندر ما ۴
ستاره سوختگان چون سپند سبز شدند
کجاست گریه ی ابر بهار اختر ما ۵
زدی به تیغ و بریدی و ساختی پامال
چه روزها که نه افکنده ای تو بر سر ما ۶
به سیدا نظر مرحمت نمی سازی
ز چشم دام تو افتاده صید لاغر ما ۷
بهار لاله ما گل کند ز ساغر ما ۱
چرا چو شمع به بالین ما نمی آیی
ز انتظاری بی حد سفید شد سر ما ۲
گذشت عمر و دل ما به آرزو نرسید
در آشیانه ی ما پیر شد کبوتر ما ۳
به پای تکیه ما سفر فرو نمی آرد
کلاه گوشه ی معشوق ما قلندر ما ۴
ستاره سوختگان چون سپند سبز شدند
کجاست گریه ی ابر بهار اختر ما ۵
زدی به تیغ و بریدی و ساختی پامال
چه روزها که نه افکنده ای تو بر سر ما ۶
به سیدا نظر مرحمت نمی سازی
ز چشم دام تو افتاده صید لاغر ما ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹ - غنچه خسبی باشد از سیر چمن آیین ما
گوهر بعدی:شماره ۱۱ - دم صبح است ای ساقی ز رو بردار برقع را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.