خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از دلبستگی، تسلیم در برابر سرنوشت، و انتظار برای رهایی از مشکلات سخن میگوید. او از عشق، جنون، و طبیعت به عنوان نمادهایی برای بیان احساسات خود استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۶ - به ابروی تو قسم یاد می کند دل ما
به ابروی تو قسم یاد می کند دل ما
زند به تیغ تو خود را گلوی بسمل ما ۱
چرا به خانه ما بی ابا نمی آیی
چراغ آئینه گل می کند ز منزل ما ۲
به داغ بی ثمری همچو لاله سوخته ایم
سپند سبز شود از بهار حاصل ما ۳
تمام عمر چو زنجیر زلف در گرهیم
جنون کجاست که آید به حل مشکل ما ۴
به راه قافله عمر نقش پایی نیست
به دوش باد صبا بسته اند محمل ما ۵
نهاده ایم به شمشیر گردن تسلیم
اجل کجاست برد مژده یی به قاتل ما ۶
چو سیدا خبر از نیک و بد نیافته ایم
خطی نبرده کسی در قلمرو دل ما ۷
زند به تیغ تو خود را گلوی بسمل ما ۱
چرا به خانه ما بی ابا نمی آیی
چراغ آئینه گل می کند ز منزل ما ۲
به داغ بی ثمری همچو لاله سوخته ایم
سپند سبز شود از بهار حاصل ما ۳
تمام عمر چو زنجیر زلف در گرهیم
جنون کجاست که آید به حل مشکل ما ۴
به راه قافله عمر نقش پایی نیست
به دوش باد صبا بسته اند محمل ما ۵
نهاده ایم به شمشیر گردن تسلیم
اجل کجاست برد مژده یی به قاتل ما ۶
چو سیدا خبر از نیک و بد نیافته ایم
خطی نبرده کسی در قلمرو دل ما ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵ - شاد کن از وصل یارب جان افگار مرا
گوهر بعدی:شماره ۷ - ز بیتابی گریزانست جان دردمند ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.