خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و دوری سخن می‌گوید. او با وجود دوری و بی‌تابی، همچنان احساسات خود را نشان می‌دهد و از عشق و حیرت ناشی از آن می‌گوید. شاعر از ناخرسندی و محرومیت خود از معشوق می‌گوید و بیان می‌کند که معشوق از درد و رنج او آگاه نیست. او همچنین از انتظار و بی‌قراری خود برای دیدار معشوق سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که معشوق هنوز از پیام‌های او رنجیده است.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و حیرت ناشی از عشق نیاز به تجربه و بلوغ ذهنی بیشتری دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲۳۳ - گر چه دوری می‌کنم بی‌صبر و آرامم هنوز

گر چه دوری می‌کنم بی‌صبر و آرامم هنوز
می‌نمایم اینچنین وحشی ولی رامم هنوز ۱

باورش می‌آید از من دعوی وارستگی
خود نمی‌داند که چون آورده در دامم هنوز ۲

اول عشق و مرا سد نقش حیرت در ضمیر
این خود آغاز است تا خود چیست انجامم هنوز ۳

من به سد لطف از تو ناخرسند و محروم این زمان
از لبت آورده سد پیغام دشنامم هنوز ۴

صبح و شام از پی دوانم روز تا شب منتظر
همرهی با او میسر نیست یک گامم هنوز ۵

من سراپا گوش کاینک می‌گشاید لب به عذر
او خود اکنون رنجه می‌دارد به پیغامم هنوز ۶

وحشی این پیمانه نستانی که زهر است این نه می
باورت گر نیست دردی هست در جامم هنوز ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۲ - وه که دامن می‌کشد آن سرو ناز از من هنوز
گوهر بعدی:غزل ۲۳۴ - هست از رویت مرا سد گونه حیرانی هنوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.