خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر ناامیدی و غم از شرایط موجود است. شاعر از بیتوجهی اهل جهان و نبود همدلی و مروت در میان مردم شکایت میکند. او از غربت و تنهایی دل مینالد و آرزو میکند که روزی شرایط بهتر شود. همچنین، شاعر به اهمیت گوش دادن به حرفهای نیازمندان و قدرت دعا اشاره میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، موضوعات غم و ناامیدی مطرح شده ممکن است برای سنین پایینتر سنگین و نامناسب باشد.
غزل ۲۲۰ - آیین دستگیری ز اهل جهان نیاید
آیین دستگیری ز اهل جهان نیاید
بانگ درای همت زین کاروان نیاید ۱
ای عندلیب خو کن با خار غم که هرگز
بوی گل مروت زین بوستان نیاید ۲
بر حرف اهل حاجت گوش قبول بگشا
کاین حرف را نگوید کس تا به جان نیاید ۳
ناچار گشته غربت دل را و گرنه هرگز
مرغی بود که یادش از آشیان نیاید ۴
کم آیدم به خاطر همصحبتان جانی
کاتش به جان نگیرد دل در فغان نیاید ۵
تیر دعا چه خوبست گر بر نشان توان زد
اما چه چاره سازم گر بر نشان نیاید ۶
وحشی دگر نیاید سویم عروس دولت
روزی بیاید آخر گر این زمان نیاید ۷
بانگ درای همت زین کاروان نیاید ۱
ای عندلیب خو کن با خار غم که هرگز
بوی گل مروت زین بوستان نیاید ۲
بر حرف اهل حاجت گوش قبول بگشا
کاین حرف را نگوید کس تا به جان نیاید ۳
ناچار گشته غربت دل را و گرنه هرگز
مرغی بود که یادش از آشیان نیاید ۴
کم آیدم به خاطر همصحبتان جانی
کاتش به جان نگیرد دل در فغان نیاید ۵
تیر دعا چه خوبست گر بر نشان توان زد
اما چه چاره سازم گر بر نشان نیاید ۶
وحشی دگر نیاید سویم عروس دولت
روزی بیاید آخر گر این زمان نیاید ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۹ - پرسیدن حال دل ریشم بگذارید
گوهر بعدی:غزل ۲۲۱ - که جان برد اگر آن مست سرگران بدرآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.