خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن بیانگر درد و رنج شاعر از ظلم و ستمی است که بر او و دیگران روا داشته شده است. شاعر از سنگدلی و بی‌تفاوتی دیگران نسبت به درد خود شکایت می‌کند و آرزو می‌کند که خداوند کسی را با این فرد آشنا نکند. همچنین، او از بی‌عدالتی و بی‌گناهی خود سخن می‌گوید و از این که چرا تیغ ظلم به سوی او کشیده شده است، تعجب می‌کند.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی، اجتماعی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ظلم و ستم نیاز به درک و تجربه بیشتری از زندگی دارند.

مشاهده کامل

غزل ۲۱۸ - چرا ستمگر من با کسی جفا نکند

چرا ستمگر من با کسی جفا نکند
جفای او همه کس می‌کشد چرا نکند ۱

فغان ز سنگدل من که خون صد مظلوم
به ظلم ریزد و اندیشه از خدا نکند ۲

چه غصه‌ها که نخوردم ز آشنایی تو
خدا ترا به کسی یارب آشنا نکند ۳

کدام سنگدل از درد من خبر دارد
که با وجود دل سخت گریه‌ها نکند ۴

کشیده جام و سر بی‌گنه کشی دارد
عجب که بر نکشد تیغ و قصد ما نکند ۵

به جای خویش نیامد مرا چو وحشی دل
اگر ز تیر تو پیکان به سینه جا نکند ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۷ - به لب بگوی که آن خندهٔ نهان نکند
گوهر بعدی:غزل ۲۱۹ - پرسیدن حال دل ریشم بگذارید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.