خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر تأکید میکند که دل او تنها جایگاه یار و فکر یار است و هیچ چیز دیگری در آن جای نمیگیرد. او از راز عشق خود سخن میگوید که فراتر از کلمات و صداهاست و تنها با وجدان درک میشود. شاعر همچنین از درد عشق و حسرت ناشی از آن میگوید و بیان میکند که هیچ مرهمی جز حسرت برای دل بیمار او وجود ندارد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۲۰۷ - درون دل به غیر از یار و فکر یار کی گنجد
درون دل به غیر از یار و فکر یار کی گنجد
خیال روی او اینجا در او اغیار کی گنجد ۱
ز حرف و صوت بیرونست راز عشق من با او
رموز عشق وجدانیست در گفتار کی گنجد ۲
من و آزردگی از عشق او حاشا معاذلله
دلی کز مهر پر باشد در او آزار کی گنجد ۳
به رطل بخت یک خمخانه می ساقی که بر لب نه
به ظرف تنگ من این بادهٔ بسیار کی گنجد ۴
چه جای مرهم راحت دل بیمار وحشی را
بجز حسرت در آن دل کز تو شد افکار کی گنجد ۵
خیال روی او اینجا در او اغیار کی گنجد ۱
ز حرف و صوت بیرونست راز عشق من با او
رموز عشق وجدانیست در گفتار کی گنجد ۲
من و آزردگی از عشق او حاشا معاذلله
دلی کز مهر پر باشد در او آزار کی گنجد ۳
به رطل بخت یک خمخانه می ساقی که بر لب نه
به ظرف تنگ من این بادهٔ بسیار کی گنجد ۴
چه جای مرهم راحت دل بیمار وحشی را
بجز حسرت در آن دل کز تو شد افکار کی گنجد ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۶ - عشق کو تا شحنهٔ حسرت به زندانم کشد
گوهر بعدی:غزل ۲۰۸ - دلم خود را به نیش غمزهای افکار میخواهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.