خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از ناامیدی و رنج خود از اعتماد به نامحرم (بیگانه) و نیاز به محرم (دوست قابل اعتماد) سخن میگوید. او از این که به نامحرم اعتماد کرده و نتیجهای جز درد و بیداد نگرفته، شکایت میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی مانند خیانت و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد.
شماره ۱۳۸ - کردم برِ نامحرم اگر داد از تو
کردم برِ نامحرم اگر داد از تو
داد از تو بتا و داد و بیداد از تو ۱
محتاج به محرمم چرا میکردی
تا کار به نامحرمم افتاد از تو! ۲
داد از تو بتا و داد و بیداد از تو ۱
محتاج به محرمم چرا میکردی
تا کار به نامحرمم افتاد از تو! ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۷ - ای دوست که با چهرة زردیم از تو
گوهر بعدی:شماره ۱۳۹ - از پیش من ای ماه جهان گرد مرو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.