خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رنج هجران و تأثیر تب بر بدنش میگوید و احساس تنهایی و بیپناهی خود را بیان میکند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد یا بر احساسات آنها تأثیر منفی بگذارد.
شماره ۴۶ - تب رو به من از غایت بیشرمی کرد
تب رو به من از غایت بیشرمی کرد
وز تاب تب استخوان من نرمی کرد ۱
تنها نگذاشت یک دمم در شب هجر
ممنوع تبم که خوش به من گرمی کرد ۲
وز تاب تب استخوان من نرمی کرد ۱
تنها نگذاشت یک دمم در شب هجر
ممنوع تبم که خوش به من گرمی کرد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵ - ترک هوسات خام میباید کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۷ - دنیا آن به که خواجه پاکش بخورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.