خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از شکستن عهدی که هرگز بسته نشده بود، فتنهگری بیدلیل و برداشتن مهر بیحضور دل، در لحظهای کوتاه که معشوق در پیش او نشست، شکایت میکند.
متن دارای مفاهیم عاطفی پیچیده و احساسات عمیق است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد.
شماره ۳۱ - یک لحظه که در پیش من آن شوخ نشست
یک لحظه که در پیش من آن شوخ نشست
ننشسته، به من فتنهگری در پیوست ۱
مهری که نداشت در دل از من برداشت
عهدی که نبسته بود با من بشکست ۲
ننشسته، به من فتنهگری در پیوست ۱
مهری که نداشت در دل از من برداشت
عهدی که نبسته بود با من بشکست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰ - چون در شب معراج نبی همّت بست
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - تا زلف به روی تو پریشان شده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.