خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و اندوهگین، خطاب به معشوقی است که با رفتارهای متناقض، شاعر را آزار میدهد. شاعر از نگاه دلنواز و تبسم معشوق میگوید، اما از آسیبهایی که از سوی او میبیند نیز شکایت دارد. او از معشوق میخواهد که دوستیاش را در برابر دشمنان نفروشد و در نهایت، با اندوه از رفتارهای ناسازگار معشوق مینالد.
محتوا شامل مضامین عاشقانهی پیچیده و احساسات عمیق است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارهها نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شمارهٔ ۱۲ - شاید خطاب به قاضی سعید باشد
ای آنکه هر دم از نگه دلنواز خویش
جان دگر به قالب حسرت روان کنی ۱
بر لب چو نوبهار تبسّم کنی سبیل
رخسار آز را چو رخ گلستان کنی ۲
جوهرنما کند چو غضب تیغ ابروت
گلزار رنگ چهرة گل را خزان کنی ۳
با دشمنان درآیی چون بوی گل به خار
وز دوستان چو باد صبا سر گران کنی ۴
من خود نگویم اینکه در اطوار دوستی
با غیر چون نشینی و با من چهسان کنی؟ ۵
لیکن دو بیت بر تو ز نظم یگانهای
خوانم بآن امید که شاید روان کنی ۶
دارم وصیّتی به تو ای دشمن دلم
خواهم غلط کنی تو و گوشی به آن کنی ۷
مفروش دوست بر سر بازار دشمنان
ترسم درین معامله آخر زیان کنی ۸
جان دگر به قالب حسرت روان کنی ۱
بر لب چو نوبهار تبسّم کنی سبیل
رخسار آز را چو رخ گلستان کنی ۲
جوهرنما کند چو غضب تیغ ابروت
گلزار رنگ چهرة گل را خزان کنی ۳
با دشمنان درآیی چون بوی گل به خار
وز دوستان چو باد صبا سر گران کنی ۴
من خود نگویم اینکه در اطوار دوستی
با غیر چون نشینی و با من چهسان کنی؟ ۵
لیکن دو بیت بر تو ز نظم یگانهای
خوانم بآن امید که شاید روان کنی ۶
دارم وصیّتی به تو ای دشمن دلم
خواهم غلط کنی تو و گوشی به آن کنی ۷
مفروش دوست بر سر بازار دشمنان
ترسم درین معامله آخر زیان کنی ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۱ - خطاب به دوستی که بیوفاست
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۳ - مدح وزیر میرزا طالبخان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.