خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که به بیان احساسات عاشقانه و دردهای عاطفی می‌پردازد. شاعر از رنج‌های عشق، انتظار و امید به دیدار معشوق سخن می‌گوید و از تلاش برای حفظ عشق و صبر در برابر مشکلات صحبت می‌کند. همچنین، به زیبایی‌های عشق و تأثیرات آن بر روح و روان اشاره می‌شود.

این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و استعاره‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارد که معمولاً در سنین بالاتر یافت می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۱۶۱ - گر چه می‌دانم که می‌رنجی و مشکل می‌شود

گر چه می‌دانم که می‌رنجی و مشکل می‌شود
گر نکوبی حلقه صد جا بر در دل می‌شود ۱

همچو فانوسش کسی باید که دارد پاس حسن
زانکه لازم گشت و جایش شمع محفل می‌شود ۲

یک رهش خاص از برای جان ما بیرون فرست
آن نگه کش تا به ما صد جای منزل می‌شود ۳

رخنه بند دیده امید خواهد شد مکن
خاک کویت کز سرشک اشک ما گل می‌شود ۴

آنچه کردی انفعالش عذر خواهد باک نیست
چشمها روزی اگر با هم مقابل می‌شود ۵

دیده را خونبار خواهد کرد از دیدار زود
گر تغافل در میان زینگونه حایل می‌شود ۶

دست بر هم سودنی دارد کزو خون می‌چکد
در کمین صید صیادی که غافل می‌شود ۷

عشوه‌های چشم را کان غمزه می‌خوانند و ناز
من گرفتم سحر شد آخر نه باطل می‌شود ۸

گل طراوت دارد اما گو به بلبل خوش ترا
کاب و رنگ صبحگاهش چاشت زایل می‌شود ۹

دل اگر دیوانه شد دارالشفای صبر هست
می‌کنم یک هفته‌اش زنجیر و عاقل می‌شود ۱۰

عشق و سودا چیست وحشی مایهٔ بی‌حاصلی
غیر ناکامی ز خودکامان چه حاصل می‌شود ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۰ - گر دیده به دریوزهٔ دیدار نیاید
گوهر بعدی:غزل ۱۶۲ - شهر، بیم است کزین حسن پرآشوب شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.