خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و محبت به معشوق و رنجهای ناشی از این عشق سخن میگوید. او از تشنگی و بیداریهای شبانه، تیغ معشوق، و ناتوانی در رسیدن به وصال او مینالد. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند شراب، ساغر، و خرابشدن دارد که در ادبیات عرفانی نمادین هستند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و استعاری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی اشارات مانند 'شراب' و 'تیغ' ممکن است نیاز به تفسیر داشته باشند که برای سنین پایینتر مناسب نیست.
شماره ۶۶۰ - در خواب خمار آن چشم دایم ز شراب او
در خواب خمار آن چشم دایم ز شراب او
چشم همه شب تا روز بیدار ز خواب او ۱
تیغ تو و ما هر دو از تشنه لبی مردیم
او تشنه به خون ما، ما تشنه به آب او ۲
از ساغر وصل او لب تر نتوان کردن
اندیشه به چرخ افتد از بوی شراب او ۳
در بزم جگرخواری جرأت نتوان کردن
خمیازه نفس دزدد از بوی کباب او ۴
اندیشه نرنجانی از تربیتم فیّاض
ممکن نبود هرگز تعمیر خراب او ۵
چشم همه شب تا روز بیدار ز خواب او ۱
تیغ تو و ما هر دو از تشنه لبی مردیم
او تشنه به خون ما، ما تشنه به آب او ۲
از ساغر وصل او لب تر نتوان کردن
اندیشه به چرخ افتد از بوی شراب او ۳
در بزم جگرخواری جرأت نتوان کردن
خمیازه نفس دزدد از بوی کباب او ۴
اندیشه نرنجانی از تربیتم فیّاض
ممکن نبود هرگز تعمیر خراب او ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵۹ - از زمین بوس درش یک دم نپیچد سر جبین
گوهر بعدی:شماره ۶۶۱ - بهار رفت و نچیدیم گل ز گلشن او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.