خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از دوری و نامهربانی معشوق شکایت میکند و بیان میکند که با وجود گذراندن عمر در یاد او، معشوق هیچ توجهی به او نداشته است. او از گریههای بیپایان و نالههایش میگوید و نگران است که داستان غمانگیزش به گوش دیگران برسد.
محتوا شامل مفاهیم عاطفی عمیق، اندوه و شکایت از عشق یکطرفه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک کامل این احساسات نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۶۵۳ - تا دورم از تو ای بت نامهربان من
تا دورم از تو ای بت نامهربان من
دورست شادمانی عالم ز جان من ۱
چندان بگریم از غم دوری که سیل اشک
چون خس به کوی دوست برد استخوان من ۲
با آنکه عمر من همه با یاد او گذشت
هرگز نگفت: یاوه سگ آستان من ۳
جز گریه کس نکرده شبی میل صحبتم
جز ناله کس نبوده دمی همزبان من ۴
فیّاض خوش دگر به زبانها فتادهای
ترسم به گوش غیر رسد داستان من ۵
دورست شادمانی عالم ز جان من ۱
چندان بگریم از غم دوری که سیل اشک
چون خس به کوی دوست برد استخوان من ۲
با آنکه عمر من همه با یاد او گذشت
هرگز نگفت: یاوه سگ آستان من ۳
جز گریه کس نکرده شبی میل صحبتم
جز ناله کس نبوده دمی همزبان من ۴
فیّاض خوش دگر به زبانها فتادهای
ترسم به گوش غیر رسد داستان من ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵۲ - هم حریف زندانم هم رفیق چاهم من
گوهر بعدی:شماره ۶۵۴ - گر نه ابراهیم عهد خود بود جانان من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.