خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و شوق خود به معشوق میگوید و بیان میکند که با وجود جفاها و دوریها، دلش همچنان سرخوش و مشتاق است. او از شعلۀ شوق سرکش و آشفتگی خاطر خود سخن میگوید و اشاره میکند که حتی در دوری نیز چشم به راه معشوق است. در نهایت، با وجود ناخوشیها، دلش از لطف معشوق خوش است.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۶۳۱ - دل به یاد تو سرخوش است همان
دل به یاد تو سرخوش است همان
شعلة شوق سرکش است همان ۱
پر برآوردم از خدنگ جفا
مژه دستی به ترکش است همان ۲
کرد آشفته، خاطرِ جمعی
طرّة او مشوّش است همان ۳
توتیا گشت استخوان و مرا
چشم بر گَردِ ابرش است همان ۴
گر شدم از تو دور روزی چند
کششت در کشاکش است همان ۵
بجهد گر سپندی از آتش
باز گشتن به آتش است همان ۶
ناخوشیها اگر چه دید بسی
دل فیّاض او خوش است همان ۷
شعلة شوق سرکش است همان ۱
پر برآوردم از خدنگ جفا
مژه دستی به ترکش است همان ۲
کرد آشفته، خاطرِ جمعی
طرّة او مشوّش است همان ۳
توتیا گشت استخوان و مرا
چشم بر گَردِ ابرش است همان ۴
گر شدم از تو دور روزی چند
کششت در کشاکش است همان ۵
بجهد گر سپندی از آتش
باز گشتن به آتش است همان ۶
ناخوشیها اگر چه دید بسی
دل فیّاض او خوش است همان ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳۰ - ما به بدنامی تلاش نیکنامی میکنیم
گوهر بعدی:شماره ۶۳۲ - ز مژگان چند چون ابر بهاران
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.