خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی سخن میگوید و از گرمی و سردی رابطه عاشقانه خود مینالد. او از روزهای سخت و تاریک زندگی خود میگوید و آرزو میکند که از قید و بندهای مادی رها شود. همچنین، شاعر به عشق ابدی و دلبستگی به معشوق اشاره میکند و از نارضایتی از زندگی روزمره سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و تاریکی زندگی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۲۶ - هر دم ز گرمخویی خود برفروزیَم
هر دم ز گرمخویی خود برفروزیَم
پُر گرم هم مباش که ترسم بسوزیَم ۱
باشد دهان تنگ توام روزی از ازل
زانست کز ازل به جهان تنگ روزیم ۲
زان شب که دل به زلف سیاه تو بند شد
روشن نمود بر همه کس تیرهروزیم ۳
خوش آنکه این لباس عناصر بیفکنم
تا چند بر بدن ز غذا پینه دوزیم ۴
فیّاض ما به عیش ابد دل نهادهایم
دل خوش نمیشود ز نشاط دو روزیم ۵
پُر گرم هم مباش که ترسم بسوزیَم ۱
باشد دهان تنگ توام روزی از ازل
زانست کز ازل به جهان تنگ روزیم ۲
زان شب که دل به زلف سیاه تو بند شد
روشن نمود بر همه کس تیرهروزیم ۳
خوش آنکه این لباس عناصر بیفکنم
تا چند بر بدن ز غذا پینه دوزیم ۴
فیّاض ما به عیش ابد دل نهادهایم
دل خوش نمیشود ز نشاط دو روزیم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲۵ - از فکر خال و طرّة جانانه بگذریم
گوهر بعدی:شماره ۶۲۷ - آهی از دل از پیِ دفعِگزندی میکشیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.