خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از ناامیدی، رنج و بی‌عدالتی در زندگی سخن می‌گوید. شاعر از داغ جفا، نبود گرمی و محبت، و تاریکی طالع خود شکایت دارد و به نادیده گرفتن نور امید در زندگی اشاره می‌کند.

مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانه متن برای سنین پایین مناسب نیست.

مشاهده کامل

شماره ۶۱۸ - جز داغ جفا بر دل مهجور ندیدیم

جز داغ جفا بر دل مهجور ندیدیم
جز نقشِ پیِ شعله در این طور ندیدیم ۱

موری به سلیمان ندهد صرفه درین ملک
در کشور می بازوی بی‌زور ندیدیم ۲

بس داغ که ناسوز نمودیم و درین باب
گرمی به جز از مرهم کافور ندیدیم ۳

گفتیم شبی با تو برآریم و یکی صبح
در ناصیة بخت خود این نور ندیدیم ۴

فیّاض تو در صبح زنی غوطه ولی ما
در طالع خود جز شب دیجور ندیدیم ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۱۷ - گوهریم و بر بساط دهر یکتای خودیم
گوهر بعدی:شماره ۶۱۹ - یک عشوه از آن نرگس غمّاز ندیدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.