خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به یاد روزهای گذشته و دوستیهای از دست رفته میپردازد. شاعر از روزگاری یاد میکند که همراه با مهر و محبت بود، اما اکنون تنها غم و حسرت باقی مانده است. او به عیاری و اعتبار گذشته اشاره میکند و از حسد و نارواییهای زمانه سخن میگوید. در نهایت، شاعر از خزان زندگی خود مینالد و آرزو میکند که کسی دم سردی بر او نزند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژهها و اصطلاحات قدیمی ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند.
شماره ۶۱۲ - یاد ایامی که در دل مهر یاری داشتیم
یاد ایامی که در دل مهر یاری داشتیم
ناروا بودیم پُر، اما عیاری داشتیم ۱
با رخ و زلفش که روز و روزگار دیگرست
طرفه روزی داشتیم و روزگاری داشتیم ۲
در غم او کار ما بیاختیاری بود و بس
در کف او بود هم گر اختیاری داشتیم ۳
دیده در گَردِ رمد چون آفتاب و ابر بود
لیک چشم سرمه از گَردِ سواری داشتیم ۴
غیر را پامال او دیدیم و مردیم از حسد
یاد ایّامی که ما هم اعتباری داشتیم ۵
خدمت روشنگران خضرِ رهِ این چشمه شد
سالها آیینه بودیم و غباری داشتیم ۶
در خزانِ رنگِ ما فیّاض دم سردی مکن
پیش ازین ما نیز دستی بر بهاری داشتیم ۷
ناروا بودیم پُر، اما عیاری داشتیم ۱
با رخ و زلفش که روز و روزگار دیگرست
طرفه روزی داشتیم و روزگاری داشتیم ۲
در غم او کار ما بیاختیاری بود و بس
در کف او بود هم گر اختیاری داشتیم ۳
دیده در گَردِ رمد چون آفتاب و ابر بود
لیک چشم سرمه از گَردِ سواری داشتیم ۴
غیر را پامال او دیدیم و مردیم از حسد
یاد ایّامی که ما هم اعتباری داشتیم ۵
خدمت روشنگران خضرِ رهِ این چشمه شد
سالها آیینه بودیم و غباری داشتیم ۶
در خزانِ رنگِ ما فیّاض دم سردی مکن
پیش ازین ما نیز دستی بر بهاری داشتیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱۱ - عمرها ما از خدا درد ترا میخواستیم
گوهر بعدی:شماره ۶۱۳ - تا چند درین غمکده غمناک نشینیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.