خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و شیفتگی خود به معشوق میگوید و بیان میکند که در وصف او حیران و مدهوش است. او تمام زیباییهای طبیعت مانند گل، سرو، لاله و سنبل را در معشوق میبیند و جز او چیزی نمیداند و نمیبیند. شاعر از درد دل پنهان خود و نالههایش میگوید، هرچند که در ظاهر خاموش است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۹۳ - من هیچ نمیگویم من هیچ نمیدانم
من هیچ نمیگویم من هیچ نمیدانم
در عشق تو مدهوشم در وصف تو حیرانم ۱
نشناسدم از گلبن بلبل که خیال تو
گل ریخته تا دامن از چاک گریبانم ۲
هم سرو منی هم گل هم لاله و هم سنبل
جایی که تویی نبود پروای گلستانم ۳
تا دیده به خون دل از گردِ دویی شستم
غیر از تو نمیبینم غیر از تو نمیدانم ۴
با یاد تو در صحرا از بوتة هر خاری
گل چینم و گل بویم گل بینم و گل دانم ۵
در فضل و هنر هر چند گمنام ده و شهرم
در فن جنون لیکن مشهور بیابانم ۶
از ناله به فریادم هر چند که خاموشم
وز گریه به سامانم هر چند پریشانم ۷
احوال دل زارم آن نیست نداند کس
کز ضعف بدن پیداست دردِ دلِ پنهانم ۸
در عشق تو مدهوشم در وصف تو حیرانم ۱
نشناسدم از گلبن بلبل که خیال تو
گل ریخته تا دامن از چاک گریبانم ۲
هم سرو منی هم گل هم لاله و هم سنبل
جایی که تویی نبود پروای گلستانم ۳
تا دیده به خون دل از گردِ دویی شستم
غیر از تو نمیبینم غیر از تو نمیدانم ۴
با یاد تو در صحرا از بوتة هر خاری
گل چینم و گل بویم گل بینم و گل دانم ۵
در فضل و هنر هر چند گمنام ده و شهرم
در فن جنون لیکن مشهور بیابانم ۶
از ناله به فریادم هر چند که خاموشم
وز گریه به سامانم هر چند پریشانم ۷
احوال دل زارم آن نیست نداند کس
کز ضعف بدن پیداست دردِ دلِ پنهانم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۲ - ز گرمی دستگاه اهل عالم تنگ میبینم
گوهر بعدی:شماره ۵۹۴ - خوش آنکه رویت بینم و در روی تو حیران شوم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.