خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از ناامیدی و دلتنگی خود میگوید و بیان میکند که دیگر نمیخواهد به وصف زیباییهای بیثمر بپردازد. او تصمیم گرفته گوش خود را از صحبتهای بیفایده ببندد و از عشق و سودای بیثمر دوری کند. همچنین، از ترس و بیگانگی با مردم اطراف خود میگوید و احساس میکند که معاشرت با آنها او را از انسانیت دور میکند.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی مفاهیم مانند ناامیدی و انتقاد از جامعه ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۵۸۴ - تا به کی پیوسته وصف طرّة پر خم کنم
تا به کی پیوسته وصف طرّة پر خم کنم
خواهم این سودا دگر از خاطر خود کم کنم ۱
نغمة ساز طرب با من نمیسازد دگر
گوش را خواهم که وقف حلقة ماتم کنم ۲
مینهم از دور بینی پنبهای در گوش داغ
چون به بیدردان حدیثِ صحبت مرهم کنم ۳
رام خود نتوان شدن با آشنائیهای غیر
وحشتی دارم کزین بیگانه خویان رم کنم ۴
صحبت این مردمان وحشی کند فیّاض کو
اختلاط وحشیان تا خویش را آدم کنم ۵
خواهم این سودا دگر از خاطر خود کم کنم ۱
نغمة ساز طرب با من نمیسازد دگر
گوش را خواهم که وقف حلقة ماتم کنم ۲
مینهم از دور بینی پنبهای در گوش داغ
چون به بیدردان حدیثِ صحبت مرهم کنم ۳
رام خود نتوان شدن با آشنائیهای غیر
وحشتی دارم کزین بیگانه خویان رم کنم ۴
صحبت این مردمان وحشی کند فیّاض کو
اختلاط وحشیان تا خویش را آدم کنم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۳ - تا ابد دیگرش از لعل تو مأیوس کنم
گوهر بعدی:شماره ۵۸۵ - چون به یاد زلف او اندیشه آرایی کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.