خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از خود به عنوان منشأ مشکلات و بلایای خود یاد میکند. او بیان میکند که همیشه دشمن خود بوده و در باغ دنیا از ترس آسیب دیگران، خاک بر سر خود میریزد. با وجود این که از دشمن شکوهای ندارد و از دوست رنجیده نیست، اما خود را خاری میداند که پای خود را میآزارد. او همچنین اشاره میکند که با وجود طی کردن هزار مرحله، هنوز در جای خود مانده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و خودشناسی است که ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و پیچیدگیهای معنایی آن مناسب مخاطبان با سطح درک بالاتر است.
شماره ۵۷۶ - چه افتم که خود آفتفزای خویشتنم
چه افتم که خود آفتفزای خویشتنم
همه بلای من و من بلای خویشتنم ۱
به باغ دهر ز بیم گزند هر ناکس
همیشه دشمن نشو و نمای خویشتنم ۲
اگر چه خاک رهم جمله بر سر خویشم
وگر چه خارم لیکن به پای خویشتنم ۳
مرا نه شکوه ز دشمن نه رنجشی از دوست
که پایمال جفا از وفای خویشتنم ۴
هزار مرحله طی گرچه شد رهم فیّاض
ولی ز دوری منزل به جای خویشتنم ۵
همه بلای من و من بلای خویشتنم ۱
به باغ دهر ز بیم گزند هر ناکس
همیشه دشمن نشو و نمای خویشتنم ۲
اگر چه خاک رهم جمله بر سر خویشم
وگر چه خارم لیکن به پای خویشتنم ۳
مرا نه شکوه ز دشمن نه رنجشی از دوست
که پایمال جفا از وفای خویشتنم ۴
هزار مرحله طی گرچه شد رهم فیّاض
ولی ز دوری منزل به جای خویشتنم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۵ - جا در دل پاک تو نمودن نتوانم
گوهر بعدی:شماره ۵۷۷ - میتوانم ای فلک گر دست بر ترکش زنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.