خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد عشق و فراق میگوید و از غمها و رنجهای ناشی از آن سخن میراند. او از عتاب معشوق، داغهای دل، و خیال او در سینه یاد میکند و بیان میدارد که چگونه این عشق، جانش را میسوزاند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک، مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۵۴۰ - دلِ پر از گرهی از عتاب او دارم
دلِ پر از گرهی از عتاب او دارم
به این چنین دل بیتاب تاب او دارم ۱
عجب بلاست غم رشک دست یازی غیر
هزار داغ ز طرف نقاب او دارم ۲
خمار نشئة وصلش ز من چه میپرسی
من این خمار ز بوی شراب او دارم ۳
من و خیال تو در کنج سینه و غم هجر
کجا سر فلک و آفتاب او دارم ۴
هزار خسته دل تشنه لب تر از فیّاض
ز هر طرف ز فریب سراب او دارم ۵
به این چنین دل بیتاب تاب او دارم ۱
عجب بلاست غم رشک دست یازی غیر
هزار داغ ز طرف نقاب او دارم ۲
خمار نشئة وصلش ز من چه میپرسی
من این خمار ز بوی شراب او دارم ۳
من و خیال تو در کنج سینه و غم هجر
کجا سر فلک و آفتاب او دارم ۴
هزار خسته دل تشنه لب تر از فیّاض
ز هر طرف ز فریب سراب او دارم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳۹ - راز در دل از آن نهان دارم
گوهر بعدی:شماره ۵۴۱ - همیشه آینة دل به پیش روی تو دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.