خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و مستی سخن میگوید و بیان میکند که تنها یاد معشوق در ذهنش باقی مانده است. او از درد عشق و رنجهای آن میگوید و اشاره میکند که حساب عمر خود را فراموش کرده است. شاعر همچنین به زیباییهای معشوق مانند زلف و لب اشاره میکند و از دل پر از عشق خود سخن میگوید.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و فراموشی عمر نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری دارد.
شماره ۴۸۳ - دلی در سینه دارم مست و مدهوش
دلی در سینه دارم مست و مدهوش
به جز یاد تو از یادش فراموش ۱
اگر زاهد بمیرد من نگیرم
به جز حرف خط پیمانه در گوش ۲
زند همچون رگ نشتر گشوده
ز هر تار مژه خون دلم جوش ۳
ندانم چند باشد تار آن زلف
حساب عمر خود کردم فراموش ۴
مرا با این دل پر هست فیّاض
لبی همچون لب پیمانه خاموش ۵
به جز یاد تو از یادش فراموش ۱
اگر زاهد بمیرد من نگیرم
به جز حرف خط پیمانه در گوش ۲
زند همچون رگ نشتر گشوده
ز هر تار مژه خون دلم جوش ۳
ندانم چند باشد تار آن زلف
حساب عمر خود کردم فراموش ۴
مرا با این دل پر هست فیّاض
لبی همچون لب پیمانه خاموش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۲ - هوا خوش است و حریفان باغ دوشادوش
گوهر بعدی:شماره ۴۸۴ - بر دوخته نرگس نظر از شرم نگاهش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.