خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، با تصاویر زیبا و استعارههای پیچیده، به توصیف معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. شاعر از زیباییهای معشوق، مانند دهانش، میانش، و خندهاش سخن میگوید و از عشق بیپاسخ و حرمان خود مینالد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عارفانه پیچیده است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۴۷۸ - آن غنچه که کس هیچ ندیدست دهانش
آن غنچه که کس هیچ ندیدست دهانش
جز تاب کمر نیست کمربند میانش ۱
ما سرو ندیدیم که گل بار برآرد
از چشمة گل آب خورد سرو روانش ۲
نشکسته طلسم غضبش غیر تبسّم
نگشوده به جز خنده معمّای دهانش ۳
صد نکتة باریکتر از موی برآید
چون مو به زبان قلم از وصف میانش ۴
حرمان ابد قسمت ما گشت وگرنه
بوسید تبسم دهن و خنده لبانش ۵
خون دو جهان ریخته وین طرفه که هرگز
دستی نگرفتست سرِ راهِ عنانش ۶
رسوا نگه ماست و گرنه نتوان یافت
در شهر نگاهی که نباشد نگرانش ۷
بار ستم بوسه محبّت نپذیرد
بر چهرة نازی که نگاهست گرانش ۸
از کثرت ره حیرت رهرو شود افزون
گم گشته ز بس پر شده در دهر نشانش ۹
فیّاض چه مرغیست ندانم که نکردست
جز گوشة ابروی، کسی فهم زبانش ۱۰
جز تاب کمر نیست کمربند میانش ۱
ما سرو ندیدیم که گل بار برآرد
از چشمة گل آب خورد سرو روانش ۲
نشکسته طلسم غضبش غیر تبسّم
نگشوده به جز خنده معمّای دهانش ۳
صد نکتة باریکتر از موی برآید
چون مو به زبان قلم از وصف میانش ۴
حرمان ابد قسمت ما گشت وگرنه
بوسید تبسم دهن و خنده لبانش ۵
خون دو جهان ریخته وین طرفه که هرگز
دستی نگرفتست سرِ راهِ عنانش ۶
رسوا نگه ماست و گرنه نتوان یافت
در شهر نگاهی که نباشد نگرانش ۷
بار ستم بوسه محبّت نپذیرد
بر چهرة نازی که نگاهست گرانش ۸
از کثرت ره حیرت رهرو شود افزون
گم گشته ز بس پر شده در دهر نشانش ۹
فیّاض چه مرغیست ندانم که نکردست
جز گوشة ابروی، کسی فهم زبانش ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۷ - کمر به کشتن من بسته خال گوشة چشمش
گوهر بعدی:شماره ۴۷۹ - باز با عشق تو محکم میکنم پیمان خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.