خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از استعارههای پیچیده و تصاویر شاعرانه مانند الماس، اخگر، شعله و خون برای بیان احساسات عمیق و عاشقانه استفاده میکند. شاعر از درد عشق، نالههای دل و ترس از دست دادن معشوق سخن میگوید.
متن از مفاهیم عمیق عاطفی و استعارههای پیچیده استفاده میکند که درک آنها ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند خون و ناله ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۴۵۱ - زند تبخاله از خونم لب پیمانة اخگر
زند تبخاله از خونم لب پیمانة اخگر
به الماس سرشکم سفته گردد دانة اخگر ۱
عجب شادابییی در کشتزار شعله میبینم
به اشک گرم من پرورده گویی دانة اخگر ۲
به من در گرم خونی لاف مشرب کی تواند زد
که از مینای من پر میشود پیمانة اخگر ۳
زبان ناله در کام دل از بیم تو میدزدم
مباد این شعله پا بیرون نهاد از خانة اخگر ۴
حدیث دل چه پردازی به بزم ناکسان فیّاض
به گوش خار و خس تا کی زنی افسانة اخگر ۵
به الماس سرشکم سفته گردد دانة اخگر ۱
عجب شادابییی در کشتزار شعله میبینم
به اشک گرم من پرورده گویی دانة اخگر ۲
به من در گرم خونی لاف مشرب کی تواند زد
که از مینای من پر میشود پیمانة اخگر ۳
زبان ناله در کام دل از بیم تو میدزدم
مباد این شعله پا بیرون نهاد از خانة اخگر ۴
حدیث دل چه پردازی به بزم ناکسان فیّاض
به گوش خار و خس تا کی زنی افسانة اخگر ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۰ - به جرم اینکه لب یار شد مسخّر ساغر
گوهر بعدی:شماره ۴۵۲ - خجل شد از سرشکم خاطر افسردة اخگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.