خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره عشق، رنج، و غم است. شاعر از رشک، نام و ننگ، و تلخیهای روزگار شکایت میکند و به عشق و یاد معشوق اشاره دارد. همچنین، تمایل به فداکاری و تعجب از تأخیر در قتل خود را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اشاره به مرگ و رنج است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا سنگین باشد.
شماره ۴۳۰ - چو رشک رخنهگرِ نام و ننگ میآید
چو رشک رخنهگرِ نام و ننگ میآید
قبا ز پیرهن او به تنگ میآید ۱
به کاوش مژه کوه غمی ز جا کندم
که پای تیشه در آنجا به سنگ میآید ۲
مرا چنین که به جان باختن شتابی هست
چرا به قتل من او را درنگ میآید! ۳
چه غم ز تلخی ایّام غم مرا که مدام
شکر ز مصر لبت تنگ تنگ میآید ۴
دلم ز یاد رخ او شکفته شد فیّاض
ز عکس بر رخ آیینه رنگ میآید ۵
قبا ز پیرهن او به تنگ میآید ۱
به کاوش مژه کوه غمی ز جا کندم
که پای تیشه در آنجا به سنگ میآید ۲
مرا چنین که به جان باختن شتابی هست
چرا به قتل من او را درنگ میآید! ۳
چه غم ز تلخی ایّام غم مرا که مدام
شکر ز مصر لبت تنگ تنگ میآید ۴
دلم ز یاد رخ او شکفته شد فیّاض
ز عکس بر رخ آیینه رنگ میآید ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۹ - از ره کوی تو چون بانگ جرس میآید
گوهر بعدی:شماره ۴۳۱ - اگر دو روز از آن کو خبر نمیآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.